ترجمه ی غزل دهم
ترجمه ی ادراکی غزل 10از غزلیات شمس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهمان شاهم هرشبی برخوان احسان و وفا
مهمان صاحب دولتم ،که دولتش پاینده با(1)
برخوان شیران یک شبی بوزینه ای همراه شد
استیزه رو گرنیستی ،او از کجا شیر از کجا ؟(2)
بنگر که از شمشیر شه در قهرمان خون می چکد
آخر چه گستاخی ست این ،والله خطا والله خطا (3)
گر طفل ِشیری پنجه زد برروی مادر ناگهان
تو دشمن خود نیستی ،بروی منه تو پنجه را (4)
آنکو زشیران شیر خورد ،او شیر باشد نیست مرد
بسیار نقش آدمی دیدم ،که بود آن اژدها(5)
نوح ار چه مردم وار بُد ،طوفان مردم خوار بُد
گرهست آتش ذره ای ،آن ذره داردشعله ها(6)
شمشیرم و خونریز من ،هم نرمم و هم تیز من
همچون جهان فانیم ،ظاهر خوش و باطن بلا (7)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این غزل در چگونگی عبادت صحیح و ارتباط پیر با مرید(استاد باشاگرد ) است
1.در عبادتهای شبانه مهمان خدا هستم بر سفره ی بخشش و وفای او .مهمان کسی هستیم که پیروز است و پیروزی از اوبه ما منتقل می شود که پیروزیش پاینده باد .
2.در مجلس شیران (شیر مقامی در عرفان )زمانی بوزینه ای (نماد شیطنت و برهم زننده
ی خلوص عارفان )وارد شد اگر در سر صلح هستی بگویم آنهایی که شیطنت می کنند چگونه بوجود میایند و عرفای واقعی چگونه .(اشاره دارد به انحراف عده ای از عرفا ازراه حقیقت )
3.نگاه کن به کسانی که ادعای مرشدی می کنند و سخنان آنها (شمشیر )چگونه دل پهلوانا ن ما (سالکان راه عرفان )را خونین میکند این گناهی بزرگ است. سوگند که خطاست
4.اگر سالکی که تازه به عرفان پیوسته (طفل شیری)به خطا برتو پرخاش کرد با او مدارا کنید زیرا در آینده او با تو یکی خواهد شد (وحدت )منظور از شیر بهره ای است که مرید از کمالات مراد می برد .
5.سالکی که از تعلیمات عرفا استفاده کرد(شیرخوردن ) دیگر یک انسان معمولی نیست بلکه او به اولیا الله پیوسته ولی هستند کسانیکه در لباس انسان هستند ولی ددمنش مثل ضحاک
6.نوح گرچه بین مردم خود بود ولی مردمی را که پیروی نکردند به طوفان دچار کرد اگر در وجود ما ذره ی کوچکی از آتش (خشم )باشد شعله های بسیار ی دارد که سوزاننده است
7.شما که مریدان خودرا به راه نادرست هدایت میکنید به ظاهر آرام من نگاه نکنید من مانند شمشیرم اگر به پهنای شمشیر دست بزنید نرم و صیقلی است و اگر به لبه اش تیز و برنده و خونریز .من نیز مثل دنیا به یک قرار نمی مانم دردرونم طوفانی(بلا)نهفته اگرچه ظاهرم آرام است ( و به قرار هم نماند و با فتیان که گمراه شده بودند به نبرد پرداخت .)
فتیان چه کسانی بودند ؟به طور خلاصه گروهی بودند که ابتدا تحت عنوان عیاران و جوانمردان گرد هم آمدند آنها از اغنیا می گرفتند و بین مستمندان تقسیم میکردند ولی بعدها منحرف شده و به راهزنی و عیاشی پرداختند و جنگجویی برای آنها فقط شهرت بود و افتخار .